چه آسان میشود از یاد رفتــــ . . .
بـی تـو ، کنـار ایـن هـمـــه خـاطـره نـشـســتــن دل مــی خواهــد... بــاور کـــن ...!
قول می دهم تا قبل از سپیده ی صبح آدم بشوم! روز تولدم که می آید ... دلم تنگ می شود ... برای آن همه سختی ... برای آن همه آرزوهای محال ... برای آن همه سکوت ... برای همه آدمای خوب و بد زندگیم ... شب می شود .... چه غریب ... شب تولد من ... !!! شاید هنوز به چیز هایی پای بندند،
چیز هایی که شما یادتان
نمی آید... یلداتون خوش! شب تاریکتر از همیشه ثانیه ها را رقم میزند بعد از روزهایی پر از نگاه سرد گرمی دستانش وجودت را به گرمی طپش مداوم قلب جنین عشقتان گرم میکند آرام آرام نزدیک میشوی طنین آهنگین بازدمت گیتار عشق را به نواختن وا میدارد و . . . وصال. وقـتـی مــن امــروز مـی مـیــرم و بـاز فـردا زنـده ام... بگو ... از کدام راه برخواهی گشت ؟ می خواهم گـِل بگیرمش ! .........آسوده از انتظار ، دست در جیب و سوت زنان به زندگیم برگردم ...!! انگار سالهاست که من مرده ام اما هنوز ذهن زخمی ام یاد تو را نشانه می رود . . .! یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی.. نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم که برای بُردنَش بر می گردی .. ...... شب چه پر معنا حسٍ بغض بعد از مدتی اشک ندانسته از چه از چه چیز از چه کس تنها فقط گریه بیداری را هم قلم زدم از ساعات آرامشم و باز هم بغض جمعه شبهایم کاش داشتمت تا اینگونه پریشان نبودم کاش برایم می ماندی مثل شاخه گل اطلسی که بر روی طاقچه خشکیده!!! !!!!دلم خیلی گرفته به اندازه ی تموم خاطره هامون!!!! این روزا دلم خیلی میگیره!!! خیلی دلم واسه دوستای دو سال پیشم و اون حسی ک بینمون بود تنگ شده! آدما کلا یه عنصر بیمعرفتی تو وجودشون هست!مال دوستای من دیگه فوران کردههههههههههههه!!! یادش بخیر اون خیلی قدیما من بودمو فاطمه با یه دنیا و یه زنگ ادبیات!ما تو زنگای ادبیات تاریخ عشقو میخوندیم!!!اما حیف دیگه نمیشه سر اون کلاسا نشست!اون قد دلمون تار شده ک جایی واسه یاد گرفته تاریخ عشق معاصر رو نداریم! رفیق روزهای خوب رفیق خوب روز ها همیشه ماندگاره من همیشه در هنوز ها صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی . . . از اون هشت نفر فقط 1 نفر مونده!اما میدونم این یکی دیگه موندنش واسم ابدیه! با تو مارا خوش ترین ایام بود!!!!!!!!!!! ما چون دو دریچه رو به روی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم. هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده. عمر آینه بهشت . اما . . . آه بیش از شب و روزِ ِ تیر و دی کوتاه. اکنون دل من شکسته و خسته ست زیرا یکی از دریچه ها بسته ست. نه مهر فسون نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد! ، همان لحظه شک ، کار تمام است.. سلام! دو روز پیش تو جمع سه نفره با دوستام پرنده ی خیالمون پرکشید به آسمونی که دو سال و نیم پیش هر لحظش واسه ما خاطره میساخت! زنگ تفریح کف حیاط نشتن / گریه های شیرین/ خنده هاش/ بودن لاله / زنگ های ادبیات / بارونی که بچه های سوم 3 زنگ هنرشون آزادانه میدوییدن / وقتی که پای راضیه تو سطل گیر کرده بود/ دعوای منو فاطمه با دبیر زبان / 12 اردیبهشت 89 که وصفش واقعا سخته و دقیقا اولین باری بود که دیدم شیرین بین اون جمعیت که همشون چشماشون خیسه اشکه بدون اینکه گریه کنه متن خداحافظی رو میخوند / روزای آخر مدرسه و امتحانات پایان سال که تا سه ساعت بعد امتحان تو گرمای بوشهر با فاطمه و شیرین پیش هم مینشستیم / . . . رفیق روزهای خوب رفیق خوب روز ها همیشه ماندگاره من همیشه در هنوز ها صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی . . . به شمع گفتند با پروانه تورا چه حاصل...؟ گفتا،میسوزم تا او تنها نسوزد... امیدوارم شما هم خوشتون بیاد. درخت و ستاره و دود و گندم ... ماشین و چراغ و آتش و دریا ... چه فرق می کند ... ؟! تنهائی است ... گریخت""
شاعری با کلماتی شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
وچراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا
و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی است!
از خــــودش .. از عشـــق ..
کــه حـــالا بــه جـــای دلبستن ، یــــخ بستــه امـــ!
آهــــای !!! روی احســاســم پــا نگذاریــد ..
لیـــز می خوریــد .!


که پشت درهای بسته مانده ايم!
دير آمديم!
خيلی دير...
پس به ناچار
حدس مي زنيم،
شرط می بنديم
شک می کنيم...
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونه ی ديگردرجريان است!


عروسک و کبوتر وخورشید و سیگار ...
اینجا انگار ...
تعبیر ِ همه ی ِ خواب ها ...
| www . night Skin . ir |





